پژوهش تازه درباره آغاز سفالگری در جنوب ایران؛ شواهدی از ۹ هزار سال پیش در تلسنگی
مهدی صدیقیان_پژوهشگر مطالعات فرهنگی
پژوهشی تازه در مجله علمی «باستانشناسی کمبریج»، شواهد جدیدی درباره چگونگی شکلگیری و گسترش فناوری سفالگری در جنوب ایران ارائه کرده است؛ پژوهشی که با بررسی یافتههای باستانشناختی محوطه نوسنگی تلسنگی در منطقه فرهنگی فارس، آغاز تولید سفال در این منطقه را به حدود ۶۹۰۰ سال پیش از میلاد نسبت میدهد.
این مقاله با عنوان «پیدایش سفالگری در جنوب ایران: شواهدی از محوطه نوسنگی تلسنگی» نوشته مرتضی خانیپور است و سوم سپتامبر ۲۰۲۶ بهصورت آنلاین توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شده است. مقاله در این نشریه در بخش «پیشنمایش» قرار گرفته و بهصورت دسترسی آزاد در اختیار پژوهشگران قرار دارد.
پیدایش سفال یکی از تحولات مهم در تاریخ فناوری جوامع انسانی در جنوبغرب آسیا محسوب میشود. سفال تنها یک ابزار برای نگهداری یا پختوپز نبود، بلکه تحول در فناوری تولید آن میتواند اطلاعاتی درباره تغییرات اقتصادی، شیوه زندگی، سازمان اجتماعی و ارتباط میان جوامع باستانی در اختیار باستانشناسان قرار دهد.
پژوهش تازه با تمرکز بر تلسنگی تلاش کرده است به یکی از پرسشهای مهم باستانشناسی پاسخ دهد: سفالگری در جنوب ایران چگونه و در چه شرایطی شکل گرفت؟
بر اساس تاریخگذاریهای رادیوکربن، نخستین نمونههای سفال در منطقه فرهنگی فارس به حدود ۶۹۰۰ پیش از میلاد بازمیگردند. این تاریخ، تلسنگی و منطقه فارس را به یکی از محوطههای مهم برای مطالعه روند پیدایش سفال در جنوبغرب آسیا تبدیل میکند.
سفالگری نتیجه یک تغییر ناگهانی نبود
یکی از نکات مهم این پژوهش، بررسی لایههای مختلف باستانشناختی تلسنگی است.
نتایج مطالعه نشان میدهد که میان لایههای مربوط به دوره پیشاسفال نوسنگی و دوره نوسنگی سفالگر در این محوطه، وقفهای در استقرار انسانی مشاهده نشده است.
به بیان دیگر، شواهد موجود نشان نمیدهد که با ورود سفال، جمعیت جدیدی جایگزین ساکنان قبلی شده باشند یا یک فناوری کاملاً شکلگرفته از بیرون به این منطقه منتقل شده باشد. در عوض، دادههای تلسنگی از این دیدگاه پشتیبانی میکنند که سفالگری میتوانسته در چارچوب یک روند فرهنگی و فناورانه محلی شکل گرفته باشد.
نقش ارتباط میان جوامع منطقهای
این پژوهش البته شکلگیری محلی سفالگری را به معنای انزوای جوامع جنوب ایران نمیداند.
بر اساس نتایج مقاله، توسعه فناوری سفال در تلسنگی را میتوان در چارچوب مجموعهای از تعاملات منطقهای نیز بررسی کرد؛ یعنی جوامع محلی ضمن توسعه فناوریهای خود، با جوامع دیگر ارتباط داشتهاند و احتمالاً ایدهها، مواد و شیوههای فنی در میان مناطق مختلف جابهجا میشده است.
از این منظر، پیدایش سفال در جنوب ایران نه نتیجه ساده ورود یک فناوری آماده و نه پدیدهای کاملاً جدا از تحولات منطقهای، بلکه بخشی از روند پیچیده تغییرات فرهنگی و فناورانه در جوامع نوسنگی جنوبغرب آسیا بوده است.
اهمیت تلسنگی در شناخت تاریخ فناوری
تلسنگی در منطقه فرهنگی فارس قرار دارد؛ منطقهای که شواهد باستانشناختی آن برای مطالعه تحولات جوامع اولیه کشاورز اهمیت زیادی دارد.
نتایج پژوهش تازه نشان میدهد که این منطقه میتواند اطلاعات مهمی درباره منشأ، پذیرش و توسعه فناوری سفال در جنوبغرب آسیا ارائه کند.
اهمیت این موضوع تنها به تاریخ یک فناوری محدود نمیشود. سفالها معمولاً از جمله یافتههایی هستند که میتوانند در کنار سایر دادههای باستانشناختی، تغییرات شیوه زندگی جوامع انسانی را در دورهای بررسی کنند که هنوز منابع مکتوب وجود نداشته است.
به همین دلیل، بررسی فناوری تولید سفال میتواند به بازسازی بخشی از تاریخ جوامعی کمک کند که هزاران سال پیش در فلات ایران زندگی میکردند.
پژوهش مرتضی خانیپور در نهایت بر اهمیت منطقه فرهنگی فارس برای مطالعه یکی از مهمترین تحولات فناوری در دوران نوسنگی تأکید دارد.
بر اساس این مطالعه، شواهد تلسنگی نشان میدهد که سفالگری در فارس از حدود ۶۹۰۰ پیش از میلاد وجود داشته و در بستر یک سنت فرهنگی پیوسته و در تعامل با شبکههای منطقهای شکل گرفته است.
این یافته، تصویری پیچیدهتر از تحول جوامع نخستین در جنوب ایران ارائه میکند؛ تصویری که در آن فناوریهای جدید الزاماً با مهاجرت گسترده جمعیت یا ورود ناگهانی فناوری از بیرون همراه نبودهاند و میتوانستهاند در نتیجه روندهای تدریجی و تعاملات میان جوامع محلی شکل بگیرند.

