«مدیریت آموزش؛ مهندسِ فرهنگِ فردا در کارگاهِ رسانه»
دکتر مژده افشار_متخصص مدیریت آموزشی
مقدمه: آموزشوپرورش، قلبِ تپندهیِ تحولِ فرهنگی
در عصرِ انفجارِ اطلاعات، هیچ نهادی به اندازهیِ «آموزشوپرورش»، مسئولیتِ سنگینِ تربیتِ نسلیِ آگاه، نقاد و متعهد را بر عهده ندارد. اما این مسئولیت، دیگر در دیوارهایِ کلاس درس خلاصه نمیشود. امروز، «مدیریت آموزش» به معنایِ واقعی، یعنی فرماندهیِ یک کارگاهِ عظیمِ فرهنگی که در آن، رسانهها، فضای مجازی، خانواده و مدرسه، همه، حلقههایِ زنجیرهیِ تربیتِ یک «شهروندِ جهانیِ ایرانی» هستند. این نگاه، رسانه را از یک «ابزارِ اطلاعرسانی» به «بسترِ اصلیِ فرهنگسازیِ آینده» ارتقا میدهد.
۱. نقشِ راهبردیِ مدیریت آموزش در گفتمانسازیِ رسانهای
مدیریتِ آموزش، در ترازِ یک نظامِ تحولخواه، سه نقشِ کلیدی در مواجهه با رسانه دارد:
نقش شرحِ راهبردی
نقشِ سیاستگذارِ تربیتی تدوینِ سندِ جامعِ «سواد رسانهای» در برنامهیِ درسی، از دبستان تا دبیرستان، با رویکردی تدریجی، مهارتمحور و منطبق با اسناد بالادستی (مانند سند تحول بنیادین).
نقشِ محتواسازِ فرهنگی تولیدِ محتوایِ آموزشیِ جذاب (پویانمایی، بازیهایِ جدی، کلیپهایِ کوتاه، پادکست) با همکاریِ صداوسیما و مراکزِ تولیدِ محتوا، برایِ نهادینهسازیِ مفاهیمی چون «تشخیصِ اخبارِ جعلی»، «اخلاقِ دیجیتال» و «هویتِ ملی».
نقشِ تسهیلگرِ تعامل ایجادِ «شورایِ راهبردیِ رسانه و آموزش» با حضورِ متخصصانِ ارتباطات، روانشناسانِ تربیتی، و خبرگانِ فضای مجازی، برایِ تحلیلِ پیوستهیِ تأثیراتِ رسانهای بر نوجوانان و ارائهیِ راهکارهایِ بهروز.
۲. مدیریت آموزش و «رسانهیِ ملی»؛ دو بالِ پروازِ فرهنگِ ایرانی-اسلامی
رسانهیِ ملی (صداوسیما) و نظامِ آموزش، دو بازویِ اصلیِ گفتمانسازیِ فرهنگی در کشورند. مدیریتِ آموزش، با درکِ این همافزایی، میتواند:
· برنامههایِ مشترکِ راهبردی تعریف کند؛ مانند تولیدِ مجموعههایِ نمایشی با موضوعِ «هویتِ ایرانی-اسلامی» و «الگوهایِ موفقِ نوجوانانه»، که در کنارِ آموزشِ غیرمستقیم، به تقویتِ اعتمادبهنفسِ ملی کمک کند.
· از ظرفیتِ شبکهیِ آموزش (شبکهیِ ۴ سیما) برایِ آموزشِ عمومیِ سواد رسانهای به خانوادهها بهره گیرد، زیرا والدین، نخستین و ماندگارترین الگویِ رسانهایِ فرزندان خود هستند.
· با برگزاریِ جشنوارههایِ تولیدِ محتوایِ دانشآموزی (فیلم، پادکست، اینفوگرافی)، زمینهیِ خلقِ پیامهایِ فرهنگی را از زبانِ خودِ نوجوانان فراهم کند.
۳. سواد رسانهای؛ هستهیِ مرکزیِ برنامههایِ درسیِ فردا
مدیریتِ آموزشِ آیندهنگر، «سواد رسانهای» را نه یک درسِ حاشیهای، که هستهیِ عرضیِ تمامِ دروس میداند. به این معنا که:
· در درسِ فارسی، تحلیلِ پیامِ یک آگهیِ تبلیغاتی، به اندازهیِ تحلیلِ یک شعر، جایگاه دارد.
· در درسِ علومِ اجتماعی، شناساییِ اخبارِ جعلی و شایعاتِ فضای مجازی، جزوِ مهارتهایِ پایه قلمداد میشود.
· در درسِ دین و زندگی، به «اخلاقِ تولید و مصرفِ محتوا» پرداخته میشود و نوجوان یاد میگیرد که «هر آنچه میبینی و میگویی، امانتی است در دستانِ تو.»
این رویکرد، نسلی را میپروراند که در برابرِ محتوایِ مخرب، نه با انفعال، که با تشخیص و انتخابِ آگاهانه، واکنش نشان میدهد.
۴. مدیریت آموزش و خانواده؛ حلقهیِ مفقودِ رسانهای
بدونِ همراهیِ خانواده، همهیِ برنامههایِ آموزشی، ناقص میمانند. مدیریتِ آموزش، با رویکردی جامع، باید:
· کارگاههایِ سواد رسانهای برایِ والدین برگزار کند تا آنها را به «همیارانِ رسانهایِ فرزندان» تبدیل کند.
· با تولیدِ نشریههایِ الکترونیکیِ خانواده، به آنها در مدیریتِ زمانِ فضای مجازی و تشخیصِ محتوایِ مناسب، یاری رساند.
· از ظرفیتِ شبکهیِ شاد و سایر سکوهایِ داخلی، برایِ ارتباطِ دوسویه با والدین و دریافتِ بازخوردهایِ فرهنگیِ آنان بهره گیرد.
۵. آسیبشناسی و چالشها؛ از نگاهِ مدیریتِ آموزش
مدیریتِ آموزشِ کارآمد، نقاطِ ضعف را نیز میشناسد و برایِ آن، راهکار دارد:
چالش راهکارِ مدیریتی
کمبودِ محتوایِ جذاب و بهروز ایجادِ «قطبِ تولیدِ محتوایِ آموزشی» با همکاریِ دانشگاهها و مراکزِ رشدِ فناوری.
شکافِ دیجیتال (دسترسیِ نابرابر به امکانات) توزیعِ بستههایِ آموزشیِ آفلاین و استفاده از ظرفیتِ رادیو و تلویزیون برایِ مناطقِ محروم.
ضعفِ آموزشِ معلمان در حوزهیِ رسانه طراحیِ دورههایِ توانمندسازیِ معلمان با محوریتِ «تدریسِ خلاقانهیِ سواد رسانهای» و «روشهایِ نوینِ ارزیابی».
تهاجمِ فرهنگی و محتوایِ بیگانه تقویتِ تولیداتِ بومی و راهاندازیِ «نهضتِ تولیدِ محتوایِ نوجوانپسند» با محوریتِ ارزشهایِ ایرانی-اسلامی.
۶. افقِ پیش رو: رسانهای شدنِ مدرسه، مدرسهای شدنِ رسانه
مدیریتِ آموزشِ ترازِ انقلابِ اسلامی، به افقی میاندیشد که در آن:
· هر مدرسه، یک «خبرگزاریِ کوچک» است که روایتگرِ افتخاراتِ محلی، دستاوردهایِ علمی و اخلاقِ دانشآموزی است.
· هر معلم، یک «راهنمایِ رسانهای» است که به جایِ کنترلِ سختگیرانه، «تشخیصِ مسئولانه» را به دانشآموز میآموزد.
· هر دانشآموز، یک «سفیرِ فرهنگی» است که با تولیدِ محتوایِ مثبت، در برابرِ موجهایِ منفی، ایستادگی میکند.
در این افق، رسانه، دیگر یک «تهدید» نیست؛ یک «فرصتِ بینهایت» برایِ ساختنِ نسلی است که هم «هوشمند» است، هم «متعهد»، هم «نوآور» و هم «ایرانیِ اصیل».
۷. پیامِ نهاییِ مدیریتِ آموزش به رسانهها
«ای رسانهها! شما، از ما، به مدارس میآیید، و ما، از شما، به خانهها و قلبها راه پیدا میکنیم. بیایید با هم، نه با زبانِ تهدید و تحمیل، که با زبانِ هنر، داستان، تحلیلِ شفاف و عشق، یک «پیمانِ تمدنی» ببندیم. برایِ نسلی که در دیارِ حافظ و سعدی، در سایهیِ تختِ جمشید و در همآغوشیِ کویر و جنگل، میخواهد ریشه بدواند و بال بگشاید. ما، در مدیریتِ آموزش، به شما اعتماد داریم و دستِ همکاریِ خود را، در جهتِ ساختنِ «فرهنگِ آینده»، به گرمی، میفشاریم.»
سخنِ پایانی
نقشِ مدیریتِ آموزش در فرهنگسازیِ آینده، نه یک وظیفهیِ اداری، که یک رسالتِ انسانی و تمدنی است. این مدیریت، با نگاهِ راهبردی، رویکردِ مشارکتی و تولیدِ محتوایِ اثربخش، میتواند از رسانه، بزرگترین متحدِ خود در مسیرِ تربیتِ نسلیِ آگاه، بالنده و هویتمند، بهره گیرد. نسلِ فردا، در کلاسِ درسِ رسانه و مدرسه، مکتبِ «چگونه زیستن» را خواهد آموخت. و این، همان میراثی است که ما، امروز، برایِ ایرانِ فردا، میسازیم.

