هوش مصنوعی وارد کلاس شده؛ آیا دانشآموزان بهتر یاد میگیرند یا فقط سریعتر جواب میگیرند؟
مهدی صدیقیان – پژوهشگر مطالعات فرهنگی
به گزارش The Times، Nature / Humanities and Social Sciences Communications، ScienceDirect و Frontiers in Education هوش مصنوعی دیگر فقط ابزاری برای جستوجوی اطلاعات یا نوشتن متن نیست؛ این فناوری بهتدریج وارد کلاسهای درس شده و به دانشآموزان در انجام تکالیف، یادگیری زبان، حل مسائل و حتی تمرینهای شخصی کمک میکند. اما همزمان یک پرسش جدی شکل گرفته است: آیا هوش مصنوعی واقعاً باعث بهتر یاد گرفتن کودکان و نوجوانان میشود یا ممکن است بخشی از فرایند فکر کردن را از آنها بگیرد؟
یک فراتحلیل در سال ۲۰۲۶ که نتایج ۳۵ مطالعه تجربی با مجموع ۴۱۹۳ شرکتکننده را بررسی کرده، نشان داده است استفاده آموزشی از ChatGPT در مجموع با بهبود متوسط عملکرد یادگیری دانشآموزان همراه بوده است. با این حال، اثر آن به شیوه استفاده، نوع درس و مدت استفاده بستگی داشته است؛ یعنی صرف در اختیار داشتن یک ابزار هوش مصنوعی الزاماً به معنای یادگیری بهتر نیست.
وقتی هوش مصنوعی به جای معلم نمینشیند
نمونهای تازه از یک مدرسه در لندن نشان میدهد برخی مدارس به جای ممنوع کردن کامل هوش مصنوعی، تلاش میکنند نحوه استفاده درست از آن را به دانشآموزان آموزش دهند.
در مدرسه Teddington در جنوبغرب لندن، دانشآموزان باید در تکالیف خود توضیح دهند که آیا و چگونه از هوش مصنوعی استفاده کردهاند. معلمان نیز در کلاس نمونههایی از پاسخهای هوش مصنوعی را بررسی میکنند و درباره نقاط قوت و خطاهای آن با دانشآموزان صحبت میکنند.
این مدرسه حتی دسترسی مستقیم به ابزارهای هوش مصنوعی را در محل مدرسه محدود کرده است؛ ایده اصلی این است که دانشآموز ابتدا خودش فکر کند و سپس از هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار کمکی استفاده کند، نه اینکه پاسخ آماده را جایگزین فرایند یادگیری کند.
مشکل از جایی شروع میشود که «جواب گرفتن» جای «فکر کردن» را بگیرد
پژوهشهای جدید نشان میدهند تفاوت مهمی میان استفاده هدایتشده از هوش مصنوعی و استفاده از آن برای انجام کامل تکالیف وجود دارد.
یک مطالعه بزرگ روی ۶۵۶ دانشآموز دبیرستانی در اتریش نشان داد هوش مصنوعی در زندگی آموزشی دانشآموزان وارد شده و آنها از ابزارهای مختلف آن برای تکالیف و درسهای گوناگون استفاده میکنند. در عین حال، دانشآموزان نگرانیهایی نیز درباره استفاده از این فناوری دارند.
از سوی دیگر، یک مرور نظاممند در سال ۲۰۲۶ که ۱۵۹ پژوهش درباره استفاده از هوش مصنوعی در ارزیابی آموزشی را بررسی کرده، نشان میدهد این فناوری میتواند بازخورد و مشارکت دانشآموزان را تقویت کند، اما نحوه طراحی فعالیت آموزشی نقش تعیینکنندهای دارد.
شاید مسئله، «هوش مصنوعی یا مدرسه» نباشد
نتایج پژوهشهای مختلف یک تصویر کاملاً سیاه یا سفید ارائه نمیکنند. برخی مطالعات از افزایش یادگیری و انگیزه با استفاده درست از ابزارهای هوش مصنوعی خبر میدهند؛ در مقابل، نگرانی درباره وابستگی بیش از حد دانشآموزان و کاهش استقلال آنها نیز جدی است.
حتی در یک مطالعه جدید درباره محیطهای آموزشی مدرسهمحور که هوش مصنوعی را با عناصر بازی ترکیب میکنند، اثر مثبت بر یادگیری علوم گزارش شده است، اما پژوهشگران تأکید کردهاند که نتایج به شرایط اجرا و نوع فناوری وابسته است و هنوز به مطالعات طولانیمدت بیشتری نیاز است.
به همین دلیل، به نظر میرسد پرسش اصلی مدارس در آینده نه این باشد که «آیا باید هوش مصنوعی را وارد کلاس کنیم؟»، بلکه این باشد که کدام بخش از یادگیری را میتوان به فناوری سپرد و کدام بخش باید همچنان بر عهده خود دانشآموز باقی بماند.
حل کردن یک مسئله، نوشتن یک متن، پیدا کردن پاسخ یک سؤال یا حتی اشتباه کردن، بخشی از فرایند یادگیری است. اگر هوش مصنوعی همه این مراحل را حذف کند، ممکن است دانشآموز پاسخ درست را داشته باشد، اما لزوماً به همان اندازه چیزی یاد نگرفته باشد.
در مقابل، اگر فناوری به دانشآموز کمک کند سؤال بهتری بپرسد، اشتباه خود را پیدا کند، توضیح متفاوتی دریافت کند یا با سرعت متناسب با توانایی خودش تمرین کند، میتواند به ابزاری برای یادگیری عمیقتر تبدیل شود.
به نظر میرسد آینده آموزش نه در حذف معلم و نه در حذف فناوری، بلکه در پیدا کردن مرزی میان این دو شکل میگیرد؛ مرزی که در آن هوش مصنوعی به جای فکر کردن به جای دانشآموز، به او کمک کند بهتر فکر کند.

