توافق کشورهای گروه ۲۰ بر سر مقررات هوش مصنوعی
توافق ایالات متحده، چین، روسیه و کشورهای اروپایی بر سر اصول حکمرانی هوش مصنوعی، به یک رویداد مهم تبدیل شده است. این همکاری نشاندهنده تلاشهای جهانی برای مدیریت و تنظیم استفاده از فناوریهای نوین...
به گزارش پایگاه خبری پژوهندگان عصر، نشست وزرای نوآوری گروه ۲۰ که در تاریخهای اول و دوم سپتامبر ۲۰۲۶ در کارولینای شمالی برگزار شد، به توافقی در زمینه رویکرد اعضا در تنظیمگری هوش مصنوعی و فناوریهای نوظهور منجر گردید. اعضای این گروه پیشنهادی تحت عنوان «اصول کارولینا برای فناوریهای نوظهور» را تصویب کردند که بر اساس آن، دولتها باید در مواجهه با فناوریهای نوظهور، ابتدا از ظرفیت قوانین و نهادهای تنظیمگر موجود بهرهبرداری کنند و وضع مقررات جدید را به حوزههایی محدود نمایند که چارچوبهای فعلی قادر به پاسخگویی به آنها نیستند.
بدین ترتیب، مسئله اصلی در تنظیمگری هوش مصنوعی از پرسش «آیا باید نهاد تنظیمگر جدیدی ایجاد کرد؟» به این سوال تغییر میکند که کدام مخاطرات واقعاً خارج از ظرفیت قوانین و نهادهای موجود قرار دارند؟ اصول کارولینا و تغییر رویکرد تنظیمگری هوش مصنوعی بر سه مرحله از چرخه فناوری شامل تقویت پژوهش و توسعه، تسریع تجاریسازی و فراهمکردن زمینه پذیرش و استقرار فناوری استوار است. در مرحله سوم، این سند بر استفاده از رویکردهای تنظیمگری بخشی موجود تأکید کرده و وضع مقررات جدید را به «ملاحظات جدید فناوری» محدود میسازد؛ ملاحظاتی که چارچوبهای موجود پاسخ مناسبی برای آنها ندارند.
این رویکرد را میتوان به عنوان مهمترین اثر سیاستی اصول کارولینا در نظر گرفت؛ زیرا به جای فرض ناکارآمدی چارچوبهای موجود، کارآمدی آنها را به عنوان نقطه آغاز تنظیمگری قرار میدهد. این منطق همچنین با رویکرد دولت آمریکا در خصوص «هزینه فرصت تنظیمگری» مرتبط است. اصول کارولینا از دولتها میخواهد که هنگام ارزیابی سیاستهای تنظیمگرانه، هزینه تأخیر در پذیرش فناوری یا صرفنظر کردن از آن را نیز در محاسبات خود در نظر بگیرند. در این چارچوب، ریسک دیگر تنها از «استفاده از هوش مصنوعی» ناشی نمیشود و عقبماندن از استقرار فناوری نیز به یک ریسک سیاستی تبدیل میگردد.
این سند همچنین بر بازنگری مقررات موجود بر اساس شواهد عملیاتی، استفاده از استانداردهای مبتنی بر عملکرد و نتیجه و توسعه زیرساختهای قابل اعتماد و تعاملپذیر تأکید دارد. این جهتگیری با مواضع برخی از شرکتهای بزرگ فناوری آمریکا نیز همخوانی دارد. جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، در حاشیه این نشست بر ضرورت تمرکز تنظیمگری بر آسیبهای عملی و واقعی به جای خطرات نظری و فرضی تأکید کرد. ایلان ماسک نیز مداخلات سختگیرانه را عاملی برای کاهش سرعت توسعه فناوری دانسته است.
توافق واشنگتن و پکن؛ همگرایی موقت در میانه رقابت اهمیت این توافق زمانی بیشتر نمایان میشود که موضع چین در کنار آمریکا قرار گیرد. بر اساس گزارش رویترز، مقامات چینی نیز از اصول کارولینا حمایت کردهاند؛ موضعی که در شرایط تشدید رقابت دو کشور بر سر مدلهای بنیادین، زیرساختهای محاسباتی و اکوسیستم هوش مصنوعی قابل توجه است. از این منظر، توافق را میتوان نوعی موازنه موقت میان دو قدرت جهانی دانست؛ دو کشوری که با وجود تفاوتهای بنیادی در الگوی حکمرانی فناوری، از کاهش موانع توسعه و تجاریسازی هوش مصنوعی بهرهمند میشوند.
با این حال، سند سپتامبر ۲۰۲۶ یک رژیم جهانی واحد برای هوش مصنوعی ایجاد نمیکند. هر عضو همچنان میتواند چارچوب سیاستی و حاکمیتی خود را متناسب با نظام حقوقی و شرایط ملی توسعه دهد. آنچه شکل گرفته، بیشتر توافق بر سر یک قاعده روششناختی برای تنظیمگری است: ابتدا باید ظرفیت چارچوبهای موجود آزموده شود و مداخله جدید زمانی توجیه پیدا کند که ویژگی جدید فناوری واقعاً از قلمرو قواعد موجود فراتر رفته باشد. این رویکرد در مقایسه با ادبیات پیشین گروه ۲۰ نیز تغییر قابل توجهی را نشان میدهد. اعلامیه رهبران این گروه در دهلینو در سال ۲۰۲۳ بر حقوق بشر، شفافیت، توضیحپذیری، انصاف، پاسخگویی، ایمنی، نظارت انسانی، حریم خصوصی و حفاظت از دادهها تأکید داشت و همزمان رویکردی حامی نوآوری را توصیه میکرد. در توافق ۲۰۲۶، حمایت از نوآوری یک گام جلوتر رفته و به معماری اجرایی مشخصتری تبدیل شده است؛ معماریای که چرخه پژوهش، سرمایهگذاری، تجاریسازی و استقرار فناوری را مستقیماً وارد محاسبات تنظیمگران میکند.