نوجوانان و هوش مصنوعی: احساسات غیرمنتظره ۷ جوان درباره آینده تکنولوژی
محققان برای بررسی آینده هوش مصنوعی با نوجوانان امروز گفتوگو کردند. آیا این فناوری برای آنها نویدبخش است یا ترسناک؟ پاسخهای آنها میتواند تصویر روشنی از چالشها و فرصتهای پیشروی نسل آینده ارائه...
نوجوانان چه نظری درباره هوش مصنوعی دارند؟ اظهارات غیرمنتظره ۷ نوجوان
شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ – ۱۷:۳۰
آیندهای که هوش مصنوعی در آن نقش دارد، برای نسل امروز نویدبخش یا ترسناک است؟ محققان برای یافتن پاسخ این سوال، به سراغ خود نوجوانان رفتند.
زمانی که نویسندگان MIT Technology Review تصمیم به گفتگو با نوجوانان در مورد هوش مصنوعی گرفتند، تصور میکردند که از قبل میدانند چه نظراتی خواهند شنید. آنها انتظار داشتند که برخی از نوجوانان با اشتیاق از کاربردهای خلاقانه این فناوری بگویند و برخی دیگر اعتراف کنند که برای تقلب در تکالیف مدرسه از آن بهره میبرند؛ مشابه نسلهای قبلی که به دنبال پاسخهای آماده بودند یا فرمولها را در ماشینحسابهای خود ذخیره میکردند.
محققان همچنین منتظر شنیدن نگرانیهای کلیشهای مانند دیپفیک یا از دست رفتن شغلها بودند. اما وقتی از نوجوانان ۱۰ تا ۱۸ ساله درباره هوش مصنوعی سوال کردند، پاسخهای متفاوتی دریافت کردند.
نوجوانانی که ساعتها با اشتیاق درباره موسیقی، صخرهنوردی یا فوتبال صحبت میکنند، در برابر سوالات مربوط به هوش مصنوعی واکنشهایی مانند «بیخیال» یا «مهم نیست» نشان میدادند. برخی از آنها آنقدر نسبت به هوش مصنوعی بیتفاوت بودند که اصلاً تمایلی به صحبت درباره آن نداشتند.
یکی از نوجوانان گفت که همسنوسالهایش از هوش مصنوعی برای نوشتن تحقیقات مدرسه استفاده میکنند، در حالی که خودشان میدانند این کار اشتباه است. دختری دیگر بیان کرد که به دلیل آسیبهای زیستمحیطی، به هیچ وجه به سمت هوش مصنوعی نمیرود! چند نفر هم به کلی از این فضا ناامید بودند. وینتر، نوجوان ۱۷ ساله، گفت: «هوش مصنوعی راهحل مشکلات ما نیست. میترسم این فناوری، پایان خلاقیت و تفکر انتقادی باشد.» با این حال، بیشتر نوجوانانی که در مصاحبه شرکت کردند، اعتراف کردند که کمی از هوش مصنوعی استفاده میکنند.
به نظر نمیرسد که هوش مصنوعی برای بسیاری از بچههای دبستانی یا راهنمایی دغدغه بزرگی باشد؛ زیرا برخلاف آیفون یا اسنپچت که برای داشتن آن التماس میکنند، هیچ اصراری برای دسترسی به هوش مصنوعی ندارند.
بسیاری از آنها گفتند که اولین بار از طریق والدینشان با این فناوری آشنا شدهاند. یا اینکه هوش مصنوعی بهسادگی در برنامهها و دستگاههایی که هر روز استفاده میکنند، مانند جستجوی گوگل، وجود دارد و فقط در آنجا است!
آنچه محققان شنیدند با دادههای آماری نیز همخوانی دارد. در نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو (Pew) در فوریه ۲۰۲۶، مشخص شد که ۵۷ درصد از نوجوانان آمریکایی برای جستجوی اطلاعات از چتباتها استفاده کردهاند، ۵۴ درصد برای انجام تکالیف مدرسه و ۴۷ درصد نیز برای سرگرمی به آنها مراجعه کردهاند. در این میان، تنها ۱۲ درصد برای حمایت عاطفی یا مشورت به هوش مصنوعی پناه برده بودند.
نوجوانان عمدتاً (به نسبت چهار برابر) از هوش مصنوعی برای کارهای بیخطر استفاده میکنند تا اهداف آسیبزا. حتی برخی از آنها از هوش مصنوعی برای ساخت چیزهای جدید کمک میگیرند؛ از طراحی یک کاراکتر و پلتفرم فناوری گرفته تا ساخت معلم خصوصی برای کمک به درسخواندن دیگر بچهها.
با این حال، تمامی تحقیقات تأکید میکنند که باید در خصوص برخورد کودکان و نوجوانان با هوش مصنوعی محتاط باشیم. احتمالاً بچهها با محتوای فیلترنشده مواجه شوند، به جای تکیه بر قضاوت خود، به یک چتبات وابسته شوند یا به جوابی اشتباه اعتماد کنند.
بدون شک، کودکان باید در برابر خطرات احتمالی محافظت شوند و پیش از هر چیز باید استفاده صحیح از فناوری را به آنها آموزش داد، همانطور که به نوجوانان نمیگوییم که هرگز رانندگی نکنند، بلکه به آنها یاد میدهیم که چگونه نقاط کور ماشین را بررسی کنند.
اما چیزی که محققان MIT Technology Review را بیش از همه شگفتزده کرد، این بود که جوانان چقدر میتوانند درباره هوش مصنوعی به بزرگترها درس بدهند. بچههایی که از این ابزارها استفاده میکنند، بهخوبی میدانستند که چه وظایفی را به هوش مصنوعی میسپارند و چه کارهایی را خودشان انجام میدهند.
نوجوانان برخلاف بزرگترها، کمتر نگران از دست دادن شغلهایشان هستند و بیشتر میترسند که هوش مصنوعی به جامعه آسیب برساند. با اینکه کودکان روزبهروز بیشتر به ابزارهایی دسترسی پیدا میکنند که میتوانند در تئوری بهجای آنها فکر کنند، صحبت کنند یا حتی برایشان دوست پیدا کنند، ولی اغلب آنها میخواهند خودشان کنترل اوضاع را در دست داشته باشند.
وقتی نام هوش مصنوعی به میان میآید، یکی از نوجوانان ۱۶ ساله، که برنامهنویس است، احساس خود را با واژه «بیتفاوت» توصیف میکند. او میگوید: «کاربردهای فعلیاش برای من چندان هیجانانگیز نیست. من به مدرسه میروم، تکواندو آموزش میدهم، کتاب میخوانم و با دوستانم بازی میکنم. هیچکدام از این کارها نیازی به هوش مصنوعی ندارند.»
او ادامه میدهد: «البته منظورم این نیست که اصلاً از هوش مصنوعی استفاده نمیکنم؛ بیشتر برای برنامهنویسیهای خارج از مدرسه به نسخه رایگان Claude مراجعه میکنم. مثلاً یکبار از کلاد خواستم کمکم کند برنامهای بنویسم تا ببینم میتوانم اوورکلاک کامپیوترم را دستکاری کنم یا نه. پس بله، جذابیتش را درک میکنم.
او همچنین میافزاید: «اما در مدرسه، راستش فکر میکنم هوش مصنوعی بیشتر باعث میشود تکالیفم بدتر شوند، نه بهتر. مثلاً در کلاس ادبیات انگلیسی، حالا باید همهچیز را سر کلاس بنویسیم چون معلمان میترسند بچهها تقلب کنند. ما فقط ۷۰ دقیقه وقت داریم تا یک انشای کامل بنویسیم و خب، این محدودیت زمانی تأثیر منفی روی کیفیت نوشتن من دارد.»
در مورد کدنویسی هم او ترجیح میدهد خود همهچیز را بسازد. این روزها با یکی از دوستانش روی یک مدل یادگیری تقویتی در یک موتور بازیسازی کار میکنند؛ مدلی که ابتدا کاملاً تصادفی حرکت میکند، اما وقتی به سمت یک سکه میرود پاداش میگیرد و بعد از تکرارهای متوالی، خودش کارآمدترین مسیر را یاد میگیرد.
او همچنین میگوید: «برای توسعه بازی، هوش مصنوعی را هم تست کردهام، اما هنوز به آن سطح نرسیده و کدهای نامرتب و شلختهای مینویسد و اصلاً نمیتواند مکانیکهای بازی را به شکلی منسجم با هم ترکیب کند. اگر بخواهم از هوش مصنوعی استفاده کنم، باید بیشتر از زمانی که خودم کد مینویسم، وقت بگذارم تا اشتباهاتش را اصلاح کنم.»
او میافزاید: «هوش مصنوعی مانند اولین ماشین یا اولین هواپیما، جذابیتهایی دارد، اما هنوز آنقدرها که باید خوب کار نمیکند. البته مطمئنم بالاخره بهتر میشود. مثلاً جایی خواندم که هوش مصنوعی میتواند سرطان سینه را با دقت بیشتری تشخیص دهد و طوری آموزشدیده که خطاهای خودش را هم بیابد تا در نهایت یک انسان تأییدش کند. من به این نسخه از هوش مصنوعی اهمیت میدهم.
او همچنین به یک حادثه اشاره میکند: «گروهی از هکرها با سوءاستفاده از چتبات اینستاگرام توانستند به حسابهای افراد مشهور دسترسی پیدا کنند. آنها چتبات را فریب دادند تا رمز عبور حسابهایی مثل اکانت اوباما را بازنشانی کند و ایمیل تغییر رمز را به آدرس خودشان بفرستد. بعد وارد حسابها شدند و همزمان از چند اکانت معروف پست گذاشتند؛ حملهای که از یک آسیبپذیری خاص سیستم هوش مصنوعی استفاده میکرد!»
کودکان و نوجوانان استفاده از هوش مصنوعی برای درس خواندن و بررسی مشکلات سلامتی را کاملاً عادی میدانند؛ اما کمک گرفتن از آن برای پیامدادن به کسی که دوستش دارند یا کاملکردن یک پروژه خلاقانه، کمی عجیبتر به نظر میرسد.
هیزل، ۱۷ ساله و طبیعتگرا، میگوید: «وقتی ChatGPT تازه آمده بود، پدرم آن را به من نشان داد و به نظرم چیز بامزهای رسید. اما هر چه بیشتر سر زبانها افتاد و انگار همهجا پیدایش شد، کمکم حس ناخوشایندی به من دست داد. تا اینکه درباره تأثیرات مخربش روی محیطزیست چیزهایی یاد گرفتم.»
او ادامه میدهد: «من صخرهنوردم و زیاد به طبیعتگردی میروم. وقتی روی یک دیواره سنگی هستم، تمام تمرکزم فقط روی این است که همانجا بمانم و سقوط نکنم. دیگر نه به گوشی موبایلم فکر میکنم و نه هیچچیز دیگر. دقیقاً به همین خاطر عاشق صخرهنوردیام. عاشق تماشای مناظر و وقت گذراندن با حیواناتم؛ حتی حشرات!»
او همچنین میگوید: «دلم میخواهد در آینده بومشناس شوم و هر چه بیشتر در دل طبیعت وقت میگذرانم، بیشتر دلم میخواهد از این فضاهای بکر محافظت کنم. چیزی که بیشتر از همه در مورد هوش مصنوعی آزارم میدهد، دیتاسنترهایی است که شرکتها برای راهاندازی و سرپا نگهداشتنش میسازند. این مراکز، بلوکهای عظیمی از سرورها را در خود جایدادهاند که مقادیر زیادی آب مصرف میکنند، آب را از شهرهای اطراف میمکند و برای ساکنین منطقه، آب کافی باقی نمیگذارند.
او ادامه میدهد: «وقتی دیتاسنترها بیش از حد بزرگ میشوند، آنقدر گرما تولید میکنند که میتوانند دمای منطقه را یک یا دو درجه بالا ببرند. برای همین، سعی میکنم با انتخابهای کوچکم قدمی بردارم. هر وقت سروکله هوش مصنوعی جایی پیدا میشود، نادیدهاش میگیرم و با آن درگیر نمیشوم. گاهی همهی اطرافیانم از هوش مصنوعی استفاده میکنند و احساس انزوا و تنهایی میکنم، اما اصلاً دلم نمیخواهد هوش مصنوعی مکانهای موردعلاقهام را به کام مرگ بکشاند.
او در پایان میگوید: «اگر بخواهی حست به هوش مصنوعی را در یک کلمه توصیف کنی، چه میگویی؟ عصبانی. توصیهای برای بقیه بچهها داری؟ فقط استفاده از آن را متوقف کنید.»
اوسلی، ۱۴ ساله و داستاننویس، میگوید: «من و دوستانم همگی درباره هوش مصنوعی شنیدهایم و ویدیوهایی را که با آن ساخته شده دیدهایم، اما من بیشتر برای کارهای مدرسه از آن استفاده میکنم. یکبار داستان کوتاهی نوشتم و آن را به ChatGPT دادم تا غلطهای املایی و نگارشیام را بگیرد؛ یا برای دیباگکردن یک بازی کوچک که برای پروژهام کدنویسی کرده بودم، از آن کمک گرفتم.
او ادامه میدهد: «ولی چیزی که نگرانم میکند این است که هوش مصنوعی توانایی خلاقانه فکرکردن، یا اصلاً توانایی «برای خودمان فکرکردن» را از ما بدزدد. البته برای سرگرمی هم سراغش رفتهام. یکی دو بار که حوصلهام سر رفته بود، سعی کردم با ChatGPT گپ بزنم، اما خیلی خوشم نیامد. در عوض Character.AI خیلی جذابتر بود. شما کلی اطلاعات وارد میکنید، چند پرامپت و یک عکس پروفایل به آن میدهید و بعد میتوانید کاراکتر هوش مصنوعیتان را منتشر کنید تا بقیه هم از آن استفاده کنند.
او میافزاید: «فقط باید چیزی را که ساختهاید در دسترس بقیه بگذارید و بعد با آن حرف بزنید. من به سریال One Piece نتفلیکس علاقه دارم؛ برای همین با استفاده از کاراکتری که آنجا پیدا کردم، خودم را وسط خدمه دزدان دریایی این سریال انداختم! بعضیها حتی با Character.AI بازیهای کاملی ساختهاند.
او در پایان میگوید: «واگذاری پروژههای هنری به هوش مصنوعی میتواند قدرت تخیل انسان را فلج کند. مثلاً یک شبیهساز ستارهی رپ وجود دارد که در آن درجه سختی و محل زندگیتان را انتخاب میکنید و هوش مصنوعی بر همان اساس برایتان یک بازی میسازد. شبیهسازهای جنگ جهانی دوم هم پیدا میشود، یا چتهایی که در آنها با آدمکشهای یک سریال تلویزیونی همکاری میکنید. تقریباً هر چیزی بخواهید آنجا پیدا میشود. شاید استفاده از کاراکتر ایآی را به دیگران پیشنهاد کنم، اما بااحتیاط. محتوایش فیلتر نیست و باید مراقب باشید که روی چه چیزی کلیک میکنید. خیلی زود متوجه محدودیتهایش هم میشوید. در نسخه رایگان، حافظه چتبات…